×××کلبه عشق×××

×××تقدیم به تنها بهانه زندگیم....

در تمام لحظه های دلتنگی ، دل عجیب بهانه ات را می گیرد.


نمی دانم چه کنم که دیگر یادت نکند.نمی دانم تو با من چه کرده ای که از یادم نمی روی؟


مدتهاست که دیگر عقل هم قادر به قانع کردن دل نیست...


این روزها بیشتر از همیشه به گوش دل ،قصه رفتن می خوانم


اما انگار هر چه بیشتر می گویم،او کمتر گوش می کند و بیشتر هوای تو را می کند.


دیگر نمیدانم چه کنم...؟


چگونه از بار این بغض کم کنم...؟


چه کنم که آنقدر در لحظه هایم جای تو خالی نباشد؟


ساده برایت بگویم :



" این روزها در جمع من و این بغض بی قرار ، جای تو خالیست... "

پنجشنبه سی ام مرداد 1393 11:6 بعد از ظهر لیدا| |

لبــــــهایم را بــه اســــارت لــــب هایت بـــبر ،


کـــــه مـــن چــــون آزادی مــــــطلق میشنــاسمش ،


و چــــــه خــــــوب مـــــزه ای می دهـد در آغوشت ،


اســــــارت آغـــــشته بــه طـــــعم آزادی ..!!!!!!!

سه شنبه هفتم مرداد 1393 10:13 قبل از ظهر لیدا| |

از هــمآטּ نفـس هآیتـــ ،،، نفس میکشم !

تو بــآش !!!

هـوآیتـــ ! بـویـتـ ! برآی زِنده ماندنم ڪـآفـــی است
...
سه شنبه هفتم مرداد 1393 10:6 قبل از ظهر لیدا| |

از تمامـ دنیا


یکـ صبحـ سرد


یکـ چایــ داغـ


و یکـ صبحـ بخیر تو


برایمـ کافیــــــ ستـ . . .

سه شنبه هفتم مرداد 1393 10:2 قبل از ظهر لیدا| |

لـــبـهایـت فـتوا می دهـند


بـه شـروع عـشقـبـازی


بـه تـکثـیر شیـرین یـک عشق رویایی


امـشب خـدا هم چـشم از ما بر نـخواهـد داشت...

دوشنبه ششم مرداد 1393 11:2 بعد از ظهر لیدا| |

میخواهمتــــــــــــــــــــ… .


ولــــی…


دوری…


خیلی خیلی دور


نه دستم به دستانـــــــت میرسد


نه چشمانم به نگاهتــــــــــــــــــ.......

دوشنبه ششم مرداد 1393 8:59 بعد از ظهر لیدا| |

یعنی وقتی که بارون می‌باره و با عشقت داری قدم می‌زنی

وقتی هوا برفیه و تو توی آغــوش اونی

وقتی منـــــتظرش هستی و اون به تو اس ام اس می‌زنه

وقتی دلــــــت براش تنــــگ میشه و اون بهت زنگ می‌زنه

وقتی هوای اونو کردی و قرار نیست به این زودی ببینیش اون بهت میگه:

                                   فردا میام ببینمـــت ….

چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 8:15 بعد از ظهر لیدا| |

 

دوباره میخوام بنویسم شاید بازم موقت ولی میخوام دوباره ثبت شه این خاطرات قشنگمون...

امروز ۲۵-۲-۹۳ در حالیکه عشقمون وارد چهارمین بهار از زندگیمون شده میخوام دوباره بنویسم از خودم از هادیم از عشق زیبامون .

روزی که این وبلاگو نوشتم ۶ ماه از رابطه من و هادی گذشته بود یه رابطه که هیچ کس فک نمیکرد به اینجا برسه ُ ولی رسید و به روزای بهتر و بهتر خواهد رسید.اون روزا با هم وعده کردیم بعد دو سال ازدواج کنیم اون روزا چقد فکر به این ۲ سال سخت بود ولی الان ۴ سال گذشته و فقط چند ماه به روز وصالمون مونده.

 

آرزوی مـــــــن این است

زیر سقف این دنیـــــــا

من بـرای تــــــو باشم

تو بـــرای مـــــــن تنهــا
...

 

پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 10:30 بعد از ظهر لیدا| |

گلِ سرخِ عشقت

پر از خارهای دوری است

که بالهای پروانه ای ام را

میخراشد

اما عطر و طراوتش

مرهم زخم هایم میشود.
 
 
شنبه شانزدهم دی 1391 11:15 بعد از ظهر لیدا| |

 

07400000روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو07400000

كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو

درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم

بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم

ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم

از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم

من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون

چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون

به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم

هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم

تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم

07400000اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم.07400000

شکلک های شباهنگ Shabahang- Happy Birthday: 6

 

07400000جشن کوچکی در دلم برپاست ، چون امروز روز تولد توست07400000

کاش روزی هم تولد حضور تو در قلبم را چشن بگیرم

07400000چشنی با شکوه و بزرگ...07400000

شکلک های شباهنگ Shabahang- Birthday: 2

 

 

07400000عزيزم 07400000

آهنگ صدايت با به دنيا آمدنت زيبا ترين ترانه زندگيم

نفس هايت تنها بهانه نفس کشيدنم

و وجودت تنها دليل زنده بودنم است

07400000پس با من بمان تا زنده بمانم ...07400000

 

 

شکلک های شباهنگ Shabahang- Birthday: 5

 

باور کن ماههاست زيباترين جملات را براي امروز کنارمي گذارم،

امشب اما همه جملات فرار کرده اند،

همينطور بي وزن و بي هوا آمدم بگويم

.

.

.

. تولدت مبارک

 

شکلک های شباهنگ Shabahang- Birthday: 1

 

شکلک های شباهنگ Shabahang- Happy Birthday: 2

وای  اخیــــــــــــششششش  بالاخره وقتش رسيد .

از صبح به زور خودمو نيگه داشتم كه بهت چيزي نگم تا وقتش برسه.

هادی عزیزتر از جانم امروز با قلبی پر از عشق و دستای خالی اومدم بگم دومین سالی که تولدت باهمیم و کنار هم نیستیم پارسال آرزو کردیم این روزو کنار هم جشن بگیریم ولی قسمت نبوده ولی امسال دعا میکنم و آرزو که سال دیگه حتما  خودم واست جشن تولد ميگیرم این سالهای دوری و جبران کنم .

.گلم  امشب هر چی آرزو کنی برآورده میشه .

.من واست بهترین آرزوها رو دارم .

میلادت مبارک...

جمعه بیست و چهارم آذر 1391 11:59 بعد از ظهر لیدا| |

گفته بودی که چرامحو تماشای منی
وچنان مات که یک دم مژه برهم نزنی

مژه بر هم نزنم تاکه زدستم نرود


نازچشمان تو به قدر مژه برهم زدنی...

 

82903545651412198460.jpg (499×331)


شنبه یکم مهر 1391 2:53 بعد از ظهر لیدا| |

گـــاهـی  


شعــر نـــــدارم ..

بــــرایـــت بنـــویـــسم ..

خـــودت بـــایــد بــــاشــی 

تـــــا ..

.
.

بــــبوســـمـت...!
 
 
15429881965756172103.jpg
شنبه یکم مهر 1391 2:50 بعد از ظهر لیدا| |

تولد تولد تولدم مباركــــ

گروه گل یاس

 


با سلام به تمام دوستان خوبم،همراهان وبلاگم و عشق نازنينم

 امروز تولد كلبه عشقمونه 

وبلاگمون یک ساله شد


گروه گل یاس             گروه گل یاس

گروه گل یاسگروه گل یاسگروه گل یاسگروه گل یاسگروه گل یاسگروه گل یاسگروه گل یاس


 

پارسال كه شروع به نوشتن كردم فكر نميكردم به اينجا برسم

 

وتو كلبه عشق ،كنار عشقم به ارامش برسم

 

  من در این یک سال دوستان زیادی پیدا کردم که به من لطف زیادی دارند


با نظرات قشنگشون منو شرمنده خودشون کردند


نظرات شما  همیشه باعث دلگرمی من بوده و هست


درسته قلبم کوچیکه ولی تمامتون تو قلبم جا گرفتید


حتی نمیتونم یک لحظه فراموشتون کنم


خیلی دوستتون دارم....

سومین سال تولد وبلاگ

  

  هادي عزيزم

 (تنها دليل وبلاگم و زندگيم)ازت ممنون كه كنارم هستي و

نذاشتي كلبه عشقمون رنگ غم ببينه .

دوستت دارم ...


اینم کیک تولد وبلاگ



 

شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 5:4 بعد از ظهر لیدا| |

تو را به رخ تمام شقایق ها میکشم و میگویم:

“تا گل من هست زندگی باید کرد”


 
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391 12:55 بعد از ظهر لیدا| |

اگه وقتی میخنده خوشگل تر میشه...

اگه لباساش خیلی بهش می اومدن

اگه صداش بی نظیره....

اگه خندیدنش محشره

اگه بهتون آرامش میده...

 
اگه میتونه غافلگیرتون کنه

اگه دوست دارین سربه سرش بذارید که بهتون بگه دیوونه

اگه بهش میگید رفتم که نرو گفتنش رو بشنوید

 
اگه ازش میپرسید دوستم داری تا قربون صدقه تون بره و بگه آره

اگه مهربونه... اگه ماهه... اگه خوبه.... اگه دست هاشو دوست دارید بهش بگید

بهش بگید قبل از اینکه دیر بشه ............!

 
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391 12:53 بعد از ظهر لیدا| |

Design: ♀ali-hadis♂