روزگار....
ای عاشق در انتظار چه نشستی؟
در انتظار بادهای پاییزی
ای ارغوانی
در انتظار کدامی؟انتظار بیهوده است
پنجره را باز کن جدار را بشکن غبار را بشوی و خاطره ها را به
خاطره ها بسپار
تا پایان پایان ها مانده است
این است زندگی
این است روزگار...
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱:۷ ب.ظ توسط لیدا
|
×××××××××××××××××××××