بدون شرح.......
در خلوت دلم ، در همنشینی با غمها ببین که چگونه میریزد اشک از این چشمها
این چشمهای خیس ، همان چشمهاییست که تو خیره به آن بودی در لحظه دیدار
میفهمی معنای دلتنگ شدن را ، میفهمی معنی انتظار را ؟
نه ! دلتنگی آن نیست که مرا اینگونه محکوم به سکوت کرده است
انتظار آن نیست که اینگونه مرا محکوم به بیقراری کرده است
خیالی نیست ، من همچنان با خیال تو سر میکنم پس بیخیال . . .
بگذار در حال خودم باشم ، بگذار همچنان من دیوانه دیوانه ات باشم
مزاحم خلوتم نشو ، اگر مرا میخواهی سد راه اشکهایم نشو . . .
بگذار آرام شوم ، بگذار هر چه غم در دلم انباشته ، خالی شود . . .
این همان راهیست که هم تو خواستی در آن باشی...
+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۹ ب.ظ توسط لیدا
|
×××××××××××××××××××××