از بی تو بودن حسته ام....
خسته ام ...!
خسته نبودنت ...!
خسته از روزهایی که بی تو شب میشود
و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند
و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ...!
میگذرد ...!
میگذرد
و باز هم میگذرد....!
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱:۱۱ ق.ظ توسط لیدا
|
×××××××××××××××××××××